مشاوره و مهارت زندگی : داستان زیبای پند کشیش  

داستان زیبای پند کشیش
مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:
نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.
خوک روزی به گاو گفت:
مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن
می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی.
زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.
اما در مورد من چی؟…
من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته
تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و
ماهوت پاک کن درست می کن

ادامه مطلب  

جستارهايي در باب عشق  

" جستارهایی در باب عشق" نوشته آلن دو باتن، جسته و گریخته خوانده بودمش...به نظرم موقع خواندنش اضطرابی می گرفتم كه نمی شد از اول شروع به خوانش كنم! حدود ده روز قبل تصمیم گرفتم از اول و مرتب بازخوانی كنم. دروغ چرا؟ بسیاری جاها لبخند بر لبم آورد و گفتم ای لامصب! دقیقا همین طور هست كه نوشته ای...بگذریم، كتاب نثر و داستان روانی دارد كه جزییات رابطه عاشقانه را از شكل گیری عشق تا به سقوط ان احساس و ترمیم زخم و بازیابی فرد بیان می كند.از متن كتاب:دوستی هایی

ادامه مطلب  

3  

کشتی یکی از قدیمی‌ترین و فراگیرترین ورزش‌های دنیا است و احتمالاً در دوران ماقبل تاریخ با تغییر شکل در جنگ‌های تن‌به‌تن و جایگزین کردن مرگ یا صدمات شدید با یک پیروزی نمادین ایجاد شده‌است. شواهد بسیاری از حضور کشتی در تمامی تمدن‌های آغازین بشری وجود دارد. البته اولین بار در یونان باستان به یک ورزش واقعی تبدیل و در سال ۷۰۴ پ. م وارد المپیک شد. در المپیک باستان قهرمان کشتی پس از قهرمان پرتاب دیسک مهمترین پهلوان یونان شمرده می‌شد. داستان

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی های سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردین برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا ندیده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  

برای بعدا خواندن خود  

یک چیز غم انگیز فهمیدم.خیلی وقت است فهمیدم ولی امشب یادم آمد حتما بنویسمش تا بعدا بخوانم.نوشته ها پررنگ تر از حافظه لاجون من هستند.زندگی خیلی چیز عجیبیست.شما یک انتخاب ساده میکنی.انتخابی خیلی ساده.بعد توی یک مسیری می افتی و توی این مسیر جدید ممکن است با چیزهای جدیدی روبرو شوی.چیزهای جدیدی را ببینی و موضوعات جدیدی را بشنوی که توی مسیرهای دیگر زندگی ممکن است تا آخر عمر با آن ها برخورد هم نکنی.بگذار واضح تر بنویسم تا بعدا هنگام خواندن کمتر از خو

ادامه مطلب  

مشاوره : چیزی را ندیده دیده کرده...  

روزى شاه عباس صفوی به شیخ بهایى گفت: دلم می ‏خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور که معارف را نظم دادى، دادگسترى را هم سر و سامانى بدهی، بلکه حق مردم رعایت شود.شیخ بهایى گفت : من یک هفته مهلت می ‏خواهم.شاه عباس قبول کرد و فردا شیخ به مصلای خارج از شهر رفت و وضو گرفت و عصای خود را کنارى گذاشت و براى نماز ایستاد.در این حال رهگذرى که از آنجا می ‏گذشت، شیخ را شناخت، پیش آمد و سلام کرد.شیخ قبل از نماز خواندن جواب سلام را داد و گفت: اى بنده خد

ادامه مطلب  

فصل سرما...  

روز پنج شنبه انرژی مضاعفی داشتم و کارهای خونه رو سریع انجام دادم... بعدش همسری از نشریه اومد و ناهار خوردیم. فرصتی پیدا شد که کتاب بخونم...
بعضی وقتها این کتابهای رمان مثل فیلم های هندی تمام آرزوهای آدم رو جامه عمل می پوشونن... لااقل اگه طرف تو زندگی واقعی نمی تونه به آرزوهاش برسه با خوندن این سطرها تا حدودی خودش رو جای قهرمان داستان می ذاره و کیفور میشه...
عصرش به اتفاق همسری رفتیم جاده سلامتی و پیاده روی کردیم. هوا ملس بود ولی من یه بافت پاییزه پ

ادامه مطلب  

 

یدمهدی شجاعی: آرمان‌ها را گم کردیم/ فرهنگ عمومی رو به قهقراست
بخش فرهنگی الف، 29 آذر 95
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۰۲
شجاعی می‌گوید: موسیقی زمزمه شبانه قشر جوان ماست، ذائقه‌ای که اشعار کهن را از زبان شجریان می‌شنید، یک ذائقه بود و موسیقی امروز نه شعر دارد، نه هیچ‌‌چی و جوان‌ها هم دارند از این موسیقی لذت می‌برند. او معتقد است جامعه دارد در سراشیبی فرهنگی سقوط می‌کند.به گزارش تسنیم، سیدمهدی شجاعی نامی آشنا و یک برند در ادبیات

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1